اندیشه های یک مرد

اندیشه های نیک یک مرد ایرانی

کی بود ؟ کی بود ؟ من نبودم !

توي جامعه خيلي خبرهاست و متاسفانه نواقص و ضعف هاي زيادي بر اثر عملكردهاي غلط و اشتباهات عده اي وجود داره ؛ اما كمتر پيش اومده كه كسي به عنوان مقصر واقعي معرفي بشه و در نهايت هيچ كسي مسئوليتي نداشته و اگر هم پيدا بشه تاوان اشتباه رو كسايي مي دن كه هيچ جرمي مرتكب نشدن و يا در سطح وسيع تري عموم مردم جامعه فدا مي شن .
چرا فكري به حال اين وضعيت نمي كنيم ؟! و اصلا چرا سيستم به گونه اي باشه كه به اين راحتي ، مهمترين سرمايه ها به خاطر بي لياقتي و عدم كفايت و مسئوليت پذيري عده اي به هدر برن .
تو اين فضا گاهي براي خالي نموندن ميدان قضاوت و افكار عمومي كساني كه خودشون هم جزء قربانيان بودن به عنوان مجرم معرفي و محكوم مي شن !.
به جرات مي تونيم بگيم : يكي از مهمترين دلايل عقب موندن هر جامعه اي اين هست كه مسئوليت و پاسخگو بودن افراد جامعه مشخص و تعريف شده نباشه . و بر اثر اون قربانيان حوادث سردرگم و بي خيال محاكمه عاملين اصلي معضلات باشن .
در اين فضا خنده دار نيست كه دم از پيشرفت و توسعه بزنيم ؟ خنده دار نيست منتظر اجراي عدالت باشيم ؟ و خودمون رو با شعارهاي رنگارنگ گول بزنيم !
بيان معمولش اينه كه تا دردي معلوم و مشخص نشه ، درمونش نمي شه كرد و مطمئنا مسكن گزينه درستي براي سرپوش گذاشتن به روي درد نيست.
جالب اينه يه معضلات و مسائل فاحش و تابلويي رو با چشمامون داريم مي بينيم و مقصرشم مثل روز معلومه كيه ! اما وقتي دنبالش رو مي گيريم كه بفهميم آب از كجا گل آلوده ، سرچشمه اي پيدا نمي شه و واضحه كه تا سرچشمه اي نباشه ...
در واقع توي جامعه ما هيچ وقت ، هيچ كس مقصر نيست . همه خوب هستند ، همه بچه مثبت داستان هستند و اين فقط پسر همسايه است كه شيطوني مي كنه و خودبخود اين همه مشكل وجود داره و مسئوليت ها هم فقط براي توجيه كردن و توليد شغل ايجاد شده و خداي ناكرده براي بررسي و رفع مشكلات به كسي پست و مقامي داده نشده .
مي دونيد خيلي جالبه ، شايدم خنده داره (البته از اون خنده هاي تلخي كه ..) كه هيچ وقت نمي شه مقصر رو پيدا كرد و اونقدر چيزي رو كش مي ديم تا از يادها فراموش بشه . آخه اگر مقصري وجود نداشته باشه ، چطوراون معضل وجود دارد ؟ تا كي مي خواهيم خودمون و ديگران رو گول بزنيم ، كاشكي كمي به جاي مصلحت ، همون صداقت مسخره وجود داشت ، اگر مصلحت ارزشي داشت ، مرد مردستان خودش مي تونست مصلحت انديش ترين ها باشه و نگذاره تاريخ به اين شكل براي برگزيده ترين ها رقم بخوره . البته من مفهوم واقعي مصلحت رو نفي نمي كنم بلكه مصلحتي منظورم هست كه با اون به نفع يك نفر و يا چند نفر ، كمر ملتي شكسته مي شه ! آخه كدوم عقل عاقلي قبول مي كنه كه بخاطر مصلحت هيچ وقت درد ، درمون نشه و مقصر معرفي بشه ! كاش ديگران رو فداي مصلحت هاي توخالي نمي كرديم و مرد و مردونه مي گفتيم من مسئولم ، يه جورايي چيزي به نام دادگاه و يا استعفا و نيز زندون رو هم براي همچين چيزهايي ناسلامتي در نظر گرفتن اما كو مقصر كه ...
و تنها چيزي كه نتيجه مي گيريم ؛ يه عالمه درد ، مشكل ، معضل و خيال هاي باطل ... . پذيرفتن مسئوليت و هزينه اشتباهات و نواقص اولين قدم براي حركت به سمت پيشرفت جامعه هاست تا با جايگزيني افراد شايسته ، ضعف هاي جامعه رو به بهبودي بره . حالا ما چطوري مي خوايم بدون معرفي و محكوم كردن مجرمين جامعه رو بسازيم خدا مي دونه و متاسفانه آخرش مي گيم :
كي بود ؟ كي بود ؟ من بودم !

   + محمد نیک اندیش ; ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/۱٢/۱۸
    پيام هاي ديگران ()