اندیشه های یک مرد

اندیشه های نیک یک مرد ایرانی

جبر روزگار را به راحتي نپذيريد

مي دونيد خوبي اين وبلاگ چيه ؟ در بين اين همه وقت ندارم ها موضوعاتي طرح مي شه كه بايستي براي شناختن و حل اونها وقت گذاشت . يه جورايي كار رو براي شمايي كه بايد بيشتر به اطرافتون دقت كنيد راحت مي كنه . موضوع جالب اين دفعه كه بسيار هم مهم و در زندگي امروز ما تاثير گذاره ؛ جبر روزگاره ! تا حالا واژه جبر زياد به گوشتون خورده و اكثرا هم از اون متنفريم و فكر مي كنيم داريم راحت زندگي مي كنيم. اما اگر بيشتر دقت كنيد ، قضيه اين طور نيست .

 ما بازيگر يك زندگي تعريف شده هستيم كه در تعريف هيچ واژه اي ، سهمي نداريم . يه جورايي هر كسي در نوع خودش اون طوري زندگي مي كنه كه ديگران ازش مي خوان . يك تعريف جديد از جبر براتون كنم : روال عادي زندگي بدون اعمال فكر و نظر خود !
ما وقتي بدون هيچ ايده اي زندگي كنيم در واقع گرفتار جبريم و كسايي كه دوست دارن يك جورايي اين جبر رو بشكنن هميشه زندگيشون همراه بوده با دردسر همراه بوده . اين جمله رو شنيديد كه گر خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو ! اين دقيقا پذيرش جبر و تسليم مطلقه . در مقابل اين يك جمله اي هست كه من ازش خوشم مي ياد . راهي كه همه ميرن هميشه درست نيست !. از موضوعا ت ساده تا مباحث عميق ما با اين مسئله روبرو هستيم .
براي روشن تر شدن موضوع در چند زمينه براوتن مثال مي زنم . مد ؛ دوست نداري مثل ديگران لباس بپوشي ، از مانتو تنگ و شلوار ريش ريش خوشت نمي ياد و با موهاي ژل زده و سربالا حال نمي كني ؛ اما براي اينكه با كلاس و داخل آدم حساب بشي ، و برچسب امل بهت نخوره از اين تريپ ها مي زني بدون اينكه مشخص باشه معيار اين حرفها چيه ؟ آدم مذهبي : ريش بذاري اصلا بهت نمي ياد و يا چادر رو دوست نداري اما براي بتوني وارد يك جمع هايي بشي الزاما بايد اينها رو رعايت كني ! روشنفكر : ايده هاي خوبي براي زندگي داري ، در بعضي زمينه ها صاحب نظر هستي ، در عين حال تا وقتي كه انديشه هاتو به فلان و فلان نويسنده مربوط نكني ، كسي براي حرفات تره هم خورد نمي كنه و اعتباري ندارن !
پول توجيبت محدوده و ترجيح مي دي اونو صرف كارهاي ضروريت كني ، اما براي اينكه جلو دوستات كم نياري مجبوري همشو بيهوده خرج چيزايي كني كه خوشت نمي ياد . مثل خيلي آدما اهل تجمل نيستي ، اصلا وضع ماليت هم اجازه اين كار رو به تو نمي ده . دوست داري زندگي عاشقانتو با همسرت ساده شروع كني ؛ اما همه تو رو به خاطر داشتن همچين نظري سرزنش و مسخره مي كني .
اصلا مسلمان نيستي و يا حجاب رو قبول نداري ! اما جبر جامعه از تو مي خواد كه حتما حجاب كني و با اين كار علاوه بر گرفتن آزادي تو ارزش حجاب رو هم زير سئوال مي بره !
در هر گوشه زندگي ما يه مثال از جبر رو مي شه پيدا كرد . (من توصيه مي كنم در كنار اين مطلب ، مطالب براي زندگي بهتر هنجار شكني كنيد و فقط يك بار به دنيا مي ياييم رو از همين وبلاگ مطالعه كنيد) . خيلي مبحث جبر گسترده هست و باز براي شما مي نويسم . چرا كه انديشه هاي روشن بايد تاريكي جبر رو از زندگي ما پاك كنن تا در آسمان دانايي اوج بگيريم .
منتظر مطالب بعدي باشيد :
عشق هاي خاكستري !
صداقت مسخره !
و انديشه هاي متفاوت يك مرد ايراني

   + محمد نیک اندیش ; ٧:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٥/٢٥
    پيام هاي ديگران ()