اندیشه های یک مرد

اندیشه های نیک یک مرد ایرانی

و انسان توجيه را آفريد ... !

ماجرا از آنجا آغاز شد كه همزمان با خلقت انسان ، توجيه نيز آفريده شد و انسان زندگي خود را بر پايه‌ي آن استوار كرد و در دادگاه وجدان خويش ، بارها و بارها خود را به وسيله آن تبرئه كرد ! اما به راستي ؛ حقيقت واژه‌ي گمشده‌ي سرزمين توجيه است كه رنگي بي معنا به خود گرفته است. و صداقتي كه تحت تاثير همين توجيه ها ، براي خودمون هم جايگاهش رو از دست داده است .
كاش با خودمون صادق باشيم و به اين سئوال پاسخ بديم كه چقدر به درستي كارها و رفتارهايي كه انجام مي ديم ، اطمينان داريم و چقدر از اون ها رو با گول زدن خودمون انجام مي ديم ؟
عجيبه خيلي از كارها رو با وجودي كه مي دونيم مسير رو اشتباه مي ريم انجام مي ديم و با اصرار راه رو ادامه ! و به راحتي واقعيت ها و مسير غلط خودمون رو ادامه مي ديم . يه جورايي ياد گرفتيم هر كاري رو چه خوب و چه بد انجام مي ديم ، براش دليل تراشي كنيم ، دليل هايي كه رابطه اي با اصل موضوع كار ما ندارن اما با اون ها خودمون رو گول مي زنيم و اشتباهات و نواقص كارمون رو نمي پذيرم . بازيگر بازي توجيه شديم و احساس خوب راحتي وجدانمون بعد از توجيه كارهاي غلط ، اجازه نمي ده كه اين ميدان رو ترك كنيم.
با يك نگاه خودمون رو توجيه مي كنيم كه عاشق شديم و نياز به محبت رو بهانه اي براي درستي نظريه خودمون مي كنيم ، جايي كه مي ريم كارمون گير مي كنه ، رشوه مي ديم و توجيه مي كنيم كه همه جا همينطوره و يا اينكه رشوه ديگه عادي شده ! پشت سر هم غيبت مي كنيم و مي گيم مگه دروغ گفتيم ! يا رودررو شم مي گيم اما تو روش به روي خودمون هم نمي ياريم ! دروغ هامون رو با مصلحتي بودن توجيه مي كنيم ، تقلب هامون رو با ناچاري ! نامردي مي كنيم و مي گيم روزگاري بدي شده ! به ديگران كمك نمي كنيم ، مي گيم كي هر كس به فكر خودشه ! بي حجاب مي شيم و مي گيم مد شده ، هوس بازي مي كنيم و مي گيم مگه ما دل نداريم! كارهاي خلاف ديگه رو با خوبي خودمون توجيه مي كنيم ، كار نكردن در اداره رو با كم بودن حقوق و اصلاً هم مهم نيست كه همين كم كاري هاست كه كار رو به اينجا رسونده !
با احساسات ديگران بازي مي كنيم و مي گيم خودش خواسته ! رياكاري مي كنيم مي گيم جامعه ما رو اينطوري مي خواد ، اعمال ديني مون رو انجام مي ديم و مي گيم ما كه خدا رو قبول داريم ديگه اينا واسه چي ! برق و گاز اضافي مصرف مي كنيم و مي گيم پوشو مي ديم ! حق ديگران رو مي خوريم و مي گيم خوب بقيه هم حق ما رو خوردن ، داشنگاه نمي ريم و مي گيم اونا كه رفتن چي شدن و هزار مثال و اتفاق جورواجور ديگه كه هر روز در زندگي ما اتفاق مي افته و به راحتي توجيه مي كنيم و از كنارش رد مي شيم ! و همين ها فاصلمون رو از انسانيت واقعي بيشتر كنن .
امروز ما با راحت طلبي هامون توجيه ررو قرين لحظه هامون كرديم و با دوري از واقعيت ها سعي داريم وجدانمون رو آروم كنيم . كاش يخورده به خودمون بيايم و با پذيرش اشتباهات و براي پيشرفت و ترقي خودمون پرونده توجيه رو براي هميشه ببنديم و فرصت اصلاح شدن اشتباهاتمون رو از دست نديم و از تكرار اين جمله جلوگيري كنيم :
و انسان توجيه را آفريد ... !

   + محمد نیک اندیش ; ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱۱/٦
    پيام هاي ديگران ()