اندیشه های یک مرد

اندیشه های نیک یک مرد ایرانی

 

سلام
مي دونيد هر چي مي خوام يک طور جديد وبلاگمو شروع کنم مي بينم نمي شه ، آخه زندگي همش تکرار يک امتحان پر از سئواله که بارها اونا رو غلط حل مي کنیم.
هميشه سعي کرديم از يک راه جديد وارد بشيم اما بهتره انرژي خودمونو براي متفاوت حل کردن مسائل بگذاريم و مثل بقيه شروع کنيم و اگر همتي هست در پايان رسوندم صرف کنيم که نتيجه بگيريم.
منم مي خوام حرف بزنم ، بنويسم و در هواي آزاد نفس بکشم . سياه کردن کاغد راحته اما چقدر اين نوشتن سخته اونم نوشتن کلي حرف مونده ته اين دل به اين بزرگي ، دلي که نه مي ذارم عاشق بشه و نه آزاده ! حتي براي دوست داشتن زيبايي ها .
انديشه و ذهنم خسته شده از سانسور خودش به دنبال جايي مي گرده که اين همه سکوتش رو بي صدا فرياد بزنه تا شايد رهگذري صاحب دل مثل خودش دستي از سر محبت و همدردي روي سرش بکشه چون مطمئن هستم حرفهايي که از دلم بر مي ياد بر دلهاي آسموني شما مي شينه.
هنوز آغازه حرفامه و يک شروع طولاني رمق رو براي ادامه مسير از آدم مي گيره .بنابراين بيشتر از اين وقت ارزشمند شما رو نمي گيرم.

صفحات دفتر زندگيتون خط خطي محبت
قربان شما

   + محمد نیک اندیش ; ٩:٥٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/۱/۱٢
    پيام هاي ديگران ()