اندیشه های یک مرد

اندیشه های نیک یک مرد ایرانی

هوا بس ناجوانمردانه سرد است!

هواشناسي موظف شده وضعيت هواي بيرون رو اعلام كنه تا از اوضاع اون با خبر باشيم؛ اما تا حالا تلاش كرديم تا هواي دلمون رو هم به خودمون اعلام كنيم و واسه وضعيتش يك فكري كنيم ؟
هوا بس ناجوانردانه سرده و دلهامون توي این سرما ، يخ زده ، گم شديم و از سردي هوا ، قلبهامون از حركت ايستاده. آخه به سادگي گرماي انسانيت رو با لذت هاي سرد مبادله مي كنيم و هوا رو هر لحظه سرد و سردتر !
واژه ها در كشاكش لحظه هاي بدون ترديد با معنايي خودشون رو تاب نمي يارن و بي هويت مي شن و فقط واسه دكور سطرهاي كتاب و لذت ها و هيجان هاي چند دقيقه اي كاربرد پيدا مي كنن.
هوا بس ناجوانمردانه سرده و عجيب كه هيچكس ، سردش نيست ، بجز اونايي كه بر خاكستر ارزشهاي فراموش شده نگاه مي كنن ، مفاهيمي كه روز به روز بي رنگ تر مي شن ؛ گذشت ، عدالت ، مروت ، عفت ، صداقت ، حرمت و انسانيت ، واژه هاي خنده دار و لوس دوران ما شدن ، واسه پر كردن وقت آدم هاي بي درد كه دردها رو به تمسخر بگيرن و ما هم كه سرمون رو زير برف كرديم ، به جاي ناليدن خندمون مي گيره و عجب اين خنده ها صحنة تلخ و زجر آوري رو ترسيم كرده.
از بس توخالي و بي رمق شديم تلاشي براي گرم كردن نمي كنيم ، مثل اينكه وسط يخبندان باشيم و دست و پا در حال يخ زدن و بدونيم راه نجات كجاست ، اما بي حركت بمونيم تا از بين بريم . سردي هوا رگ هاي غيرتمون رو منجمد كرده و بي هدف و انگيزه مسافر جاده زندگي شديم .
با اين حال درسته ناجوانمردانگي ها ، هوا رو سرد و سردتر مي كنن ، اما هنوز هم كسايي هستن كه گرمي مرامشون ، يخ دل ها رو آب مي كنه.
هوا بس ناجوانمردانه سرده و خودمون ندونسته و به خيال زرنگي اون رو سرد و سردتر مي كنيم ؛ مهندس هايي كه به راحتي از كيفيت كار( واسه رونق جيبشون) مي زنن و نمي دونن كه سردي عملشون گريبانگير خودشون مي شه ، كارمندايي كه كار مردم رو راه نمي ندازن و خودشون توي اداره ديگه گير مي يان ، مغازه دارهايي كه گرون مي فروشن و از مشتري هاشون رو از دست داده و ورشكست مي شن . نزول خورهايي كه از نفرين مردم جون مرگ مي شن و لذت پول هاي حروم به دلشون مي مونه ، مديراني كه بيت المال رو مال البيت مي كنن و بچه هاشون تو زرد از آب در مي يان ، اساتيدي كه از درس دادن كامل به دانشجوها طفره مي رن و در جا مي زنن ، جونايي كه محيط اينترنت رو واسه لذت هاي پوچ آلوده مي كنن و خواهر و برادر خودشون توش آسيب مي بينن ، آدم هايي كه به خاطر حفظ قدرت دست به هر كاري مي زنن اما در نهايت منفور مردم مي شن و با بي آبرويي كنار زده مي شن ، ورزشكارايي كه دوپينگ مي كنن و محروم مي شن و هزاران مورد ديگه كه هر روز دور و برومون مي بينيم و باعث سردي بيشتر هوا مي شن ؛ هم خودشون يخ مي زنن و هم شرايط رو براي مردي و انسان بودن سخت تر ! متاسفانه اگر يه لحظه دقيق نگاه كنيم مي بينيم كه اين دور باطل داره همه چيزمون رو ازمون مي گيره و كاش نگذاريم ، سردي هوا رمق و انگيزه گذشتن از اين سرما رو در وجودمون از بين ببره و به راختي تسليم ناجوانمرديش نشيم .
هوا بس ناجوانمردانه سرده ، اما تلاش كنيم ما جوانمرد باشيم و بگرديم دور و برمون رواز اين تيپ آدمها جمع كنيم و ته ته هاي وجودون يك جايي گروم به اسم وجدان بگذاريم تا گوهر وجودمون از سرماي نامردي روزگار يخ نزنه.

   + محمد نیک اندیش ; ۱:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱۱/۱٠
    پيام هاي ديگران ()