اندیشه های یک مرد

اندیشه های نیک یک مرد ایرانی

عشق تار و پود ماست؛ درست ببافيم !

اينترنت يكي از ويژگي هاي جالبش اينه كه مي شه موضوعات ممنوعه توي جامعه رو، اغلب اونايي كه بعضي ها به صورت راز نگه مي دارن رو هم مطرح كرد . گرچه ديگه موضوع عشق اونقدر نخ نما شده كه نياز نيست حتي بيرون نت هم اونو مخفي كرد.
سرشت وجود آدمي رو ، مفهومي به نام عشق معنا مي بخشه ؛ اما مثل خيلي موضوعات ديگه نيازه كه درست شناخته بشه. توي اين مدت آدمهاي عاشق زيادي رو ديدم كه عاشق بدون ، از عشق گفتن ، نوشتن ، خوندن و بحث كردن و باز كساي زياد ديگه اي رو كه حسرت داشتن عشق ديگران رو خوردن . اما نكته جالبي كه اين وسط وجود داره اينه كه مثل بسياري از وارد ديگه در جامعه ، ما بدون فكر مفهومش رو باور كرديم . با وجود اينكه اين قابليت رو عشق داره كه به اندازه تمام آدما بشه ازش تعريف داشت .
من از افراد زيادي كه مي گفتن عاشق هستن سئوال كردم كه چرا عاشق شديد و اكثرا جوابي براي اين سئوالم نداشتن و فقط اون رو يك حس بيان مي كردن.  عاشق هاي شكست خورده اي كه حتي حرف زدن و يادآوري موضوع براشون درآوره رو زياد برخوردم .
سالها پيش كه توي مجلات سرنوشت دختران و پسران رو مي خوندم كه اكثرا هم به صورت عشق و عاشقي بدون و از همه چيز خودشون براي رسيدن به هم گذشته بودن و بعضي ها ازدواج هم كرده بودن به خاطره اينكه فقط يك حس بدون شناخت درست بوده بعده يك مدت با نفرت از هم جدا شده بودن و لطمه هاي روحي زيادي خورده بودن  (عشق و فرت همزاد هم هستن و فاصله تفاوت اونها يك تار موست و عدم وجود يك مفهوم سبب بروز ديگري مي شه ).
برام اين سئوال پيش اومده بود كه كسايي هستن كه با خوندن اين ماجراها و سرنوشت ها باز هم اين مسير رو انتخاب كنن و باز گرفتار بشن !؟ اما پاسخ سئوالم زياد طول نكشيد ، توي اين چند سال آدمهاي زيادي رو توي اين جامعه مجازي بهشون برخوردم كه دقيقا همون ماجراها رو تكرار كردن و يا در وسط به وجود آوردن ماجراي جديدي هستن .  عجيبه ما آدمها از سرنوشت همديگه نمي خواييم درست عبرت بگيريم و تا خودمون چيزي رو تجربه نكنيم باور نمي كنيم و حتي براي شناخت قبل از اجرا حتي فكر هم راجب به اون ماجرا نمي كنيم .
جالبه كه در اكثر موارد فكر مي كنيم متفاوت از بقيه هستيم و اون طرف مقابل هم يگانه معشوق ماست .
اما بعد از يك مدت كه از دوستي و با هم بودنمون گذشت ديگه مي بينيم كه اونقدر كه فكر مي كرديم زندگي رمانتيك نيست و برامون طرف مقابل تكراري و ملال آور مي شه ! گاهي هم بعد از صميمي شدن نمي تونيم علاقمون رو ابراز كنيم و زندگي رو براي هر دو طرف زجرآور مي كنيم و يا گاهي هم هر دو دچار فساد اخلاقي مي شيم ! (ماجراي يك چنين دوستي رو يكي برام فرستاده كه در همين وبلاگ در پست هاي بعدي مي يارم ). اين بحث خيلي گسترده هست و در فرصت هاي اينده از زاويه هاي ديگري هم به اين موضوع مي پردازم .
اما يك توصيه دوستانه دارم قبل از اينكه عاشق كسي يا چيزي بشيم بدونيم براي چي عاشق مي شيم و با عقل همراه با احساس عاشق معشوق خومون رو انتخاب كنيم و اگر مي تونيم كس بهتري در كار خودمون داشته باشيم با احساسات زودگذر خودمون رو از زندگي بهتر محروم نكنيم.
قرار بود اين مطلب عشق خاكستري رو بيارم اما قبل اون لازم بود از اين زاويه هم نگاه بشه . منتظر مطالب ديگه وبلاگ هم باشيد و به دوستان خود هم اين وبلاگ رو معرفي كنيد.

   + محمد نیک اندیش ; ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٦/٢۱
    پيام هاي ديگران ()