عشق من آقاي چشم و مو قشنگ

بخش اول گوشه اي از صحبت هاي يكي از ما (با اندكي تصرف)
روز اولي كه ديدمش توي يك گروه موسيقي بود . تازه اولين نوارشون رو بيرون داده بودن. كلي اين نواره صدا كرده بود . چند ماه بعد بود كه سي دي تصويري هم ازش به دستم رسيد ( شركت آيوا به خريداران محصولاتش مي داد.
احساس خاصي بهش نداشتم اما هنوز مثل الان حرفش سر زبونا نبود. برام عجيب بود كه يه دفعه اين همه مشهور شد . اين روزنامه ها و مجلات به كسي گير ندن ! هر جا مي رفتم حرف ، حرف اون بود . توي دبيرستان ، خونه اقوام ، دوستاي صميميم و ... .
نمي دونم چطوري تحت تاثير اين جو قرار گرفتم كه داشت برام اهميت زيادي پيدا مي كرد.يك روز كه سينما رفته بوديم ، نقش اوا رو بازي مي كرد ، چنان محمو تماشاش مي شدم كه اصلا متوجه نشدم موضوع فيلم چي بوده ! آخه مي خواستم ببينم كه چي داره كه اين همه خاطرخواه داره .
البته پيش خودمون بمونه كه كلي به اون دختره توي فيلم حسديم شد ك هباهاش بازي مي كرد (يه جورايي هوس كردم منم بازيگر بشم ).
هر جا ازش عكس مي ديدم مي خريدم . شكر خدا كلي پوستر قشنگم ازش بود ، كنار دريا نيمرخ ، تمام رخ ، با گيتار ، ايستاده و ... .
از همه چيزش خوشم مي اومد ، خوش تيپ ، مهندس ، مهربون و ... .
شب ها قبل از خواب بهش فكر مي كردم با خودم مي گفتم « يعني مي دونه چقدر دوستش دارم » .
همين فكرا بود كه اون سال توي كنكور قبول نشدم و همش خودمو سرزنش مي كردم كه اون مهندسه و كلاسش به يه دختر ديپلكه نمي خوره.
اين فقط يك مثاله از هزاران . ياد گرفتيم بي دليل كسايي رو بدون داشتن ظرفيت، بزرگ كنيم . عكس به در و ديوار بزنيم ، شماره شناسنامه و تاريخ تولدشونو حفظ كنيم، عاشقشون بشيم و ... . در مقابل هي خودمون رو كوچيك كنيم و بشكنيم و در آرزوي وصالشون (حتي گرفتن يك امضا) روز رو شب كنيم .
تا حالا يك لحظه به خودمون زحمت داديم داريم چي كار  مي كنيم ؟ و اصلاً عشق ، الگو ، قهرمان و ... يعني چي ؟!
راحت بگم خودمون بت مي سازيم و بعد پرستششون مي كنيم و دريغ كه اين كشتي بي ناخداي فرهنگ همه ما رو كه توي خواب تشريف داريم غرق مي كنه . و ما زحمت ماليدن چشم هامون رو هم به خودمون نمي ديم.
منظور من اشاره به فرد خاصي نيست (از باب مثال و رسوندنه مطلبه  و صد البته شخصيت افراد بسيار محترمه.
جالب اينه كه مجسمه هاي يخي كه مي سازيم زود آب مي شه با پير شدن قهرمان ها و يا اومدن خوش تيپ بعدي !
يه زموني فوتباليست مده و يه زماني بازيگر يه زماني كشتي گير و ... . و فرصت پيش نمي ياد يه بار يكي از اصحاب انديشه مطرح بشن.
اميدوارم به حدي برسيم كه هر كسي خودشو به عنوان الگو ارائه بده و اگر قراره بتي ساخته بشه از انديشه و فكر بشه و سنگي كه لااقل تا پايان عمر بدردمون بخوره و جونيمون رو با ساختن مجسمه هاي يخي تلف نكنيم.
يا حق
مطلب قبلي مرتبط :
ميوه ممنوعه !

/ 10 نظر / 26 بازدید
طرفدار

وبلاگ توپي داري. مي خواي بلينكيم؟

MardomAzar-t

:-? منم هستم بنويس ببينم چيکار می کنی:-?

مهدویت و علائم ظهور

سلام عليکم . وبلاگ بسيار زيباست به همراه مطالب جالب . که استفاده کرديم و ذخيره کردم تا از همه ی آن استفاده کنم . موفق و پيروز باشيد . هادی

علا

سلام و خسته نباشی . اما شايد دليلش تنهايی و ناتوانی ما در پر کردن اون باشه که برای پر کرد اين خلا به هر چيزی چنگ می زنيم تا شايد مرهمی باشه بر درد نا پايان ما و شايد خودمونو در اين هياهو گم کرديم و نميدونيم که از کجا اومديم و به کجا بايد بريم و شايد .........اما به هر حال زندگی با بت بهتر از زندگی با هیچ است .انگیزه همیشه باید باشه چه کوتاه و زودگذر و چه طولانی وماندگار . شاد و پيروز باشی .

anahita

من هم با شما موافقم ولی اين فقط يک شعار چون ما ادمها هميشه آرمان گرا هستيم .

زهرا

وبلاگ خیلی قشنگی داری خیلی موضوع های خوبی رو انتخاب کردی خسته نباشید حیفم اومدازت تشکر نکنم موفق باشی آپ کردی یک جوری به ماهم خبر بده

tayebe.ghanary

دقيقا با نوشته تون موافقم خيلی ما آدم ها همه چيز رو فراموش ميکنيم نميدونم چرا نا خود آگاه ياد اين جمله افتادم هر آنکه از ديده رود از ياد ميرود

amir

سلام محمد جان خوبی خسته نباشی از این که سر زدی و تبریک گفتی ممنونم امیدورام به همین زودی زود خبر دادمادی تو بزنی. اقا خیلی خوب نوشته بودی و من هم با نظر علا موافقم الان جوانان پشتیان خودشون رو گم کردن پناهشون رو فراموش کردن برا همین هر روز از یه ور می رن بلکه به پناه برسن که البته هیچ کدوم از این راه های فرعی به پناه نمی رسه و برای رسیدن به اون باید از راهی که خودش گفته رفت. امیدوارم منظورم رو گرفته باشی. تا بعد یاعلی

ماندگار

سلام آقای موقشنگ بعد از 5شنبه اولین باره که میام اینجا. موفق باشید