زندگی با چاشنی ريا رو عشقه !

صداقت رو به راحتي مسخره کرديم و حالا که ديگه رنگي نداره ، بایستي از اين شرايط استفاده بهينه کنيم ( يا به قولي سوء استفاده کنيم ) . فقط کافي است به زندگيمون چاشني ريا رو اضافه کنيم ، بعد از اون ، دنياي اطرافمون با آغوش باز پذيراي ما مي شه .
 کسايي را که تا ديروز از اونها نفرت داشتيم رو با لبخندي مليح پذيرا مي شيم ، خودمون رو به تيپ هايي در مي آوريم که تا ديروز حتي تحملشون رو هم نداشتيم ، حرف هايي مي زنيم و کارهايي انجام مي ديم که هيچ کدومشون رو قبول نداشتيم ، خلاصه بگم با يکم چاشني ريا ، زندگيمون کلا متحول مي شه و رنگ و بوي ديگه اي به خودش مي گيره .
ساده بگم فقط يک قانون توي اين سرزمين (سرزمين ريا ) حکمفرماست ، با هر کسي همونطور که هست برخورد کن ، نه آنطوري که هستي ؛ همين ! دقت کن هر کسي چطوري باهات حال مي کنه وهمون باش ، البته اين فقط شامل مواردي مي شه که بتوني از موقعيت جديدت استفاده کني . يه جورايي بدجور بايستي همرنگ جماعت بشي ، گور پدر صداقت . و براي تکميل پروندت به طور رسمي به عضويت حزب باد در مي آيي و هر جايي که آب و هواش خوبه مي ري . قيمت نوني که مي خوري به نرخ روز مي شه و اين يعني زندگي ، عشق و صفا ! آخرشم معلوم نمي شه ضد ارزش چيه و کيلويي ارزش چند ؟
در خيال خودت بر روي پله هاي موفقيت با افتخار گام مي گذاري ، سختي کارهم فقط پله هاي اولشه که بايد از روي جنازه له شده وجدان و شخصيتت بگذري ، بعد از اون به راحتي عادت مي کني بازيگر حرفه اي بازي زندگي باشي .
يک جا از بيت المال مي گي که هر کي ندونه فکر مي کنه از اون دنيا برگشتي و جاي ديگه از عدالت ، جاي ديگه از وطن ، از مردم ، از عشق ، از ايثار و جاي ديگه از ... . صداي مناجاتت خواب رو از چشمان خفتگان مي گيره و نصايحت هات کمر شيطون رو مي شکنه و جاي ديگه صداي سازت توي جشن ها ، آرامش رو از مردم !
بستگي داره در چه موقعيت ، سن ، مقام و شرايطي باشي ؛ دانش آموز ، دانشجو ، استاد ، کسبه ، شهردار ، و يا هر کسي باشي ، مهم اينه که موقعيت رو بفهمي تا ببيني توي چه جلدي بايد بري تا نهايت سوء استفاده و بهره برداري رو از موقعيتت بکني .
تو براي انديشيدن تره هم خورد نمي کني ، ياد گرفتي با خودت هم صادق نباشي و خودت رو هم گول بزني . همه هم از تو همين توقع رو دارن ، اما در واقع خودت مي توني در عمل هر نوع آدمي باشي و يا حتي نباشي ! غير از اين هم نمي شه ، جبر جامعه در اين مورد هم ابر سياهش رو بر زندگي تو گسترده و تو هم که با فکر و انديشه بيگانه اي و غريب غربت صداقت هستي  و براي نجاتت هم هيچ تلاشي نمي کني و به ريا مي رسي.
ريا و دورنگي واژه هايي هستن که فقط در ظاهر معني منفي در جامعه دارن ، اما در واقع ما زحمت کشيديم و با دستان مبارکمون پايه جامعه رو بر اساس اونها بنا کرديم و روي اونا مي چرخه .
اونجاهاش خنده داره که مي گن چرا سياست هاي فرهنگي تاثيرگذار نيست ، چرا مردم منو از ته قلب دوست ندارن و هزار حرف ديگه . دريغ و افسوس و صد آه ! هيچ فکر کرديم چرا به اينجا اينچنين شتابان رسيديم .
متاسفم که اين بحث انقدر در جامعه گسترده وريشه اي شده که نمي شه از همش گفت و به راحتي کاري کرد . پس فعلا زندگي با چاشني ريا رو عشقه !

/ 16 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mohammad

سلام محمد عزيز . نيک انديشی تو من رو واداشت تا مطالب وبلاگت رو مو به مو مطالعه کنم و صد البته از اين بابت خرسند و خشنودم. از اين که با وبلاگت آشنا شدم بسيار خوشحالم .دوست عزيز . اگر فرصت کردی و به من سر زدی و نظری رو از باب تذکر و محبت ارائه کردی کمال امتنان رو خواهم داشت . راستی با اجازه ات می خواستم لينک وبلاگت رو بگذارم . اگر رضايت نداشتي به من بفرمايد تا برش دارم . برقرار باشيد

mohammad

سلام محمد جان . از اين که من رو پذيرفتی ممنونم و از بابت حضورت هم قدرشناس . اميدوارم در هرم افکارت اندکی هم من رو جا بدی و حضورت رو مستمر کنی . راستی مطالبت خيلی کامله و با زبان سليسی صحبت می کنی . ايکاش می شد بيشتر بنويسی . سربلند باشی

mohammad

سلام محمد جا ن به روز کردم اگر بيای و نظرت رو بگی خوشحال می شم موفق باشی

sanaz

قشنگ بود.درد بود و هست ولی ماها هستيم که می سازيم.عشقه پاکه ما می تونه پاکی بياره!!!!

یه بنده

سلام زیباست ولی نمیدونم چرا من وبلاگتونو کمی ناقص دارم یعنی مطالب سمت چپش کامل دیده نمیشه

mohammad

سلام محمد عزيز سکوت تو من رو واداشت تا اين جمله از سعدی رو بنويسم : اگر چه نزد خردمند خامشی ادب است / به وقت مصلحت آن به که در سخن کوشی . به روز کن . منتظر هستيم . به من هم گاهی سر بزن خوشحال می شم برقرار باشي

mohammad

سلام مجدد راستی ما يه وبلاگ ديگه هم داريم اگر به ما سربزنی خوشحال می شيم . منتظرت هستيم www.yasomamalli.persianblog.ir برقرار باشی

Nahid Sadeghi

در شهر ني سواران بايد سوار ني شد حكايت جامع اين موضوع حقيقي است . اگر خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو ، آري اينگوه افراد به ناچار هم كه شده بايد در قالب ريا و دوريي فرو روند به قول يك عزيز الهي كسي به راه بد كشيده نشود و ماهيت اصلي خود را گم نكند كه برگشتنش كار حضرت فيل است . چه خوب است كه از اول در صراط مستقيم گام نهيم و خود را به درجه خفت و خاري نرسانيم . افراد دورو و رياكار تا هرچقدر هم كه موفق به حفظ ماهيت دوروغين خود باشند بلاخره يك روز رسوايي عام و خاص ميشوند شايد با زرنگ بازي تا زمان حياتش موفق به اين كار باشد اما من معتقدم كه تاريخ پرده از كارهايي ننگينش برميدارد و آنزمان است كه منفور شده زمين و زمان خواهد شد.

سلام دوباره مطلب شما رو خوندم یاد نوشته زیبا از کتاب مکتوم افتادم ما دره ایم و زندگی دیوار های سخره ای دره و سرنوشت فریاد ماست آنچه که ما انجام میذهیم به سوی قلب او اوج میگیرد و به همان شکل به ما باز میگردند .آنچه خداوند بر ما روا میدارد عکس العمل عمل ماست . ریا فقط با خودمون هست نه کس دیگه .ما از خودمون فرار میکنیم

پژمان

واقعا دستت درد نکنه واقعيت را گفتی هميشه قدر خودت را بدون هميشه